حسين بن حسن خوارزمي
28
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )
فصل دوم در بيان اسما و صفات و آنچه در ميان ايشانست از تفاوت درجات « 1 » بدانك حقّ سبحانه و تعالى را به حسب « 2 » كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ در مراتب
--> - مسعودى در اثبات الوصية خطبهاى از امام الموحدين امير المؤمنين حضرت وصى على عليه السلام روايت كرده است ، و در آن خطبه آمده است : « فسبحانك ملأت كل شيء و باينت كلّ شيء فأنت الذي لا يفقدك شيء » ( اثبات الوصيّه - چاپ سنگى - ص 96 ) . مانند اين كلمه ساميه كلمات ديگر نيز از آن حضرت و از ديگر وسائط فيض الهى روايت شده است كه طائفهاى از آنها در صحف نورى را قم به خصوص در رساله لقاء اللّه نقل شده است . غرض اين است كه آنچه حكماى الهى در شأن وجود صمدى حق سبحانه فرمودهاند كه « بسيط الحقيقة كل الوجودات و ليس بشىء منها » اصطلاح و تعبيرى است كه از اينگونه روايات مذكور استفاده شده است . و بفرموده متأله سبزوارى در تعليقهاى بر غرر : « انّهم - يعنى الحكماء - في قولهم هذا : « البسيط كل الوجودات و ليس بشيء منها » و قولهم بالكثرة في الوحدة ، لم يأتوا بغريب ، بل هذا مفاد قوله تعالى : « وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » * ، و قوله : « لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ » ، و أمثالهما . و في قولهم بالوحدة في الكثرة ، أشاروا إلى أنّ الوجودات روابط محضة و فقراء صرفة اليه ذاتا و صفة و فعلا كما قال تعالى : « أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ » . خداوند سبحان توفيق فهم حقايق منطق وحى را مرحمت بفرمايد . و بدان كه حضرات خمس كه عبارتند از « حضرت غيب مطلق ، و حضرت شهادت مطلقه ، و حضرت غيب مضاف ، و حضرت شهادت مضافه ، و حضرت كون جامع » خلاصه مطالب اين اشارهاند ، و تفصيل آن در فصل پنجم گفته آيد . ( 1 ) - بدان كه الفاظ مطلقا از اين نشئه مادى برخاستهاند ، و رنگ و بوى و وصف و خوى اين نشئه را دارند . انسان عالم عاقل اسمايى را كه بر بارى تعالى اطلاق مىكند آنها را از رنگ و بوى و وصف و خوى مادّى به تجريد تطهير مىكند كه بفرموده امام صادق عليه السلام : « لا طاهر من تدنّس بشيء من الاكوان إلا اللّه » . اطلاق سميع و بصير و قادر و متكلم و نظاير اين اسماء در انسان با آلات و ادوات مادّى است ، و به اين معنى در مبدا عالم تعالى شانه روانيست « سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ » . و هر اسم و صفتى كه بر واجب سبحانه اطلاق مىشود فوق و وراى آنچه هست كه بر انسان حمل مىگردد اگرچه در طول يكديگرند ولى اين رقيقت است و آن حقيقت و تفاوت از ممكن تا واجب است . ( 2 ) - أي بحسب كل ظهور ، چه اينكه يوم ظهور است و ظهور على الدوام است فتبصّر . و بدان كه جميع اسماء و صفات كمالى مثل حىّ و حيات ، و عالم و علم ، و قادر و قدرت ، و جز -